
دیشب باران قرار
با پنجره داشت
روبوسی آبدار
با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره
پچ پچ کرد
چک چک، چک چک
چکار با پنجره داشت؟

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاهوشی ده که محترم دارد
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری سپیده در چشم جویباران
آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران
بازا که در هوایت خاموشی جنونم
فریاد ها برانگیخت از سنگ کوهساران

برچسب: محمدرضا,
نویسنده: رویا نوروزی
کاش می شد زندگی تکرار داشتلااقل تکرار را یکبار داشت
ساعتم برعکس می چرخید و من
بر تنم می شد گشاد این پیرهن
آن دبستان کودکی سرمشق آب
پای مادر هم برایم جای خواب
خود برون می کردم از دلواپسی
دل نمی دادم به دست هر کسی
هر کسی کم کرد ما را فاصله
شد شریک دزد و یار قافله
عمر هستی خوب و بد بسیار نیست
حیف هرگز قابل تکرار نیست